کپی برابر اصل نیست

وب سایت کپی ، برابر اصل نیست !

در مطلب شماره قبل کلیک درباره این صحبت کردیم که بدون طرح کسب و کار ، موفقیت کار سختی است ، و از طرفی با طرح کسب و کار موفقیت می تواند خیلی خیلی نزدیک باشد . در این شماره یک جمله را مطرح می کنیم ، وب سایت کپی ، برابر اصل نیست .

بسیاری از اوقات وقتی مجموعه ی موفقی را می بینیم ، این جملات آشنا را می گوییم و یا می شنویم : می بینی چقدر راحت پول در میاره ؟ شیرین ماهی چند میلیون بدون هیچ کاری در میاره ؟ بابا کاری نداره که ، یه وب سایت داره و روزی هم یک ساعت زمان میذاره ، می دونی چقدر پول میگیره از هر تبلیغ ؟ و جمله هایی از همین قبیل . اما در پس این سوالات چه می گذرد ؟ آیا واقعا بدون زحمتی وب سایتی رشد کرده است ؟ به سود دهی رسیده و زمانی هم نمیگیرد ؟ این سوالات باعث می شود ، بلافاصله پس از رشد و شهرت یک وب سایت ، در فاصله زمانی کوتاهی ده ها وب سایت مشابه شکل گرفته و همان کسب و کار را آغاز می کنند ، اما اکثر آنها پس از مدتی ناپدید شده و خبری از آنها نیست . چرا که وب سایت کپی ، برابر اصل نیست ، قرار نیست هرکس آن کسب و کار را راه اندازی کرد موفق شده و به سود خوبی برسد .

این عامل یعنی موفقیت به موارد مختلفی بستگی دارد ، که اولین آن ، علاقه است . چرا که شخص علاقه مند بدون اراده ، همه چیز را در راستای ایده ی خود می بیند ، استیو جابز ، موسس شرکت اپل ، در این خصوص جمله ی زیبایی دارد : اگر خوشبختی را برای یک عمر می خواهید ، کاری را که دوست دارید انجام دهید .

بعد از علاقه مندی ، زمان اجرای یک ایده و نحوه اجرای آن بسیار اهمیت دارد ، اگر سالها پیش یک فروشگاه اینترنتی ، روزی یک خرید داشت ، آمار مناسبی بود ، چرا که آن زمان کسی خرید اینترنتی نداشت . اما امروزه فروشگاه هایی در اینترنت فعال هستند که در روز صدها کالای ارزشمند معامله می کنند ، بسیاری از فروشگاه های اینترنتی قدیمی ، رفتند و کسانی بازار را در دست گرفته اند که در زمان مناسب ایده را اجرا نموده و البته ایده را هم با نیاز و شرایط جامعه به خوبی پیاده سازی کرده اند .

ایده خوب و مناسب از لازمه های موفقیت یک کسب و کار اینترنتی است ، برای رسیدن به یک ایده خوب و کارا ، لازم است دقت زیادی داشته باشیم . بهترین ایده ، آن است که تقاضای پنهان را پاسخ دهد ، در صحبت های روزانه مردم دقت کنید ، تک تک کلمه ها را ارزیابی کنید و ببینید چه چیز میخواهند ، البته راه راحتی تری هم برای این کار وجود دارد ، کافیست به کلمات حیف ، اگر ، ای کاش و مشابه آنها حساس باشید ، معمولا بعد از این کلمات تقاضای پنهان مطرح می شود . ای کاش در نزدیک خونمون فروشگاه موبایل بود و اینهمه راه نمی رفتم ، این یک تقاضای پنهان است ، که بر مبنای آن فروشگاه های اینترنتی فروش محصولات دیجیتال شکل گرفتند . حیف منوی رستوران رو گم کردم ، غذای خوبی داره ، تقاضای پنهان دیگری که مبنای شکل گیری سایت های سفارش غذا از طریق اینترنت شدند . از امروز شروع کنید ، به این لغات حساس باشید ، و پس از دریافت یک تقاضای پنهان ، ایده ای در جهت رفع آن طراحی کنید ، اما عجله نکنید ، بلافاصله از خود سوال کنید ، چرا قبل از من افراد دیگری به سراغ این ایده نرفته اند ؟ تحقیق کرده و مشورت کنید . چالش های موجود را ارزیابی کرده و بعد به سراغ طرح کسب و کار بروید ، و وقتی ایمان آوردید و آینده ای زیبا برای آن دیدید ، سرد نشوید ، سرد نشوید و سرد نشوید .

راه دیگری که می تواند شما را به سمت و سوی یک ایده ی کارا هدایت کند ، جستجو در دنیا است ، یادتان نرود ، بسیاری از کسب و کارهایی که امروز می بینیم و در دنیای مجازی خوب عمل کرده اند ، سال ها پیش در دنیا وجود داشته و فعالیت داشته اند . پس دست به کار شوید و جستجو را شروع کنید ، از گوگل بپرسید که بهترین ایده های مجازی سال گذشته چه ایده هایی بوده اند ؟ ایده ها را تک به تک ارزیابی کنید و آنهایی که از نظرتان مناسب هستند را انتخاب کرده و در خصوص آنها با دیگران صحبت کنید ، عکس العمل افراد را در برگه ای یادداشت کنید ، دقیقا در این مرحله می خواهیم بدانیم ایده انتخاب شده جزء تقاضاهای پنهان جامعه می باشد ، یا خیر .

راه دیگری هم برای شروع یک کسب و کار متفاوت وجود دارد ، مجموعه های موجود را ارزیابی کرده ، و از مشتریان آنها نقاط ضعف و قوت را سوال کنید ، ایده ای طراحی کنید ، که نقاط ضعف آنها را نداشته و نقاط قوت را قوی تر و مطلوب تر داشته باشد .
نوشتن کی بود مانند گفتن ؟

نکته پایانی اینکه : فقط و فقط در خصوص ایده صحبت نکنید ، ایده را بنویسید ، حتما این کار را بکنید ، نوشتن ایده جادویی می کند که افراد موفق دنیا هرگز نوشتن را ترک نمی کنند ، در زمان اینکار تمام تمرکز شما بر موضوع خواهد بود ، برای یک خط نوشتن را آغاز می کنید اما صفحه ها راجع به ایده خود خواهید نوشت .

ضمیمه کلیک (روزنامه جام جم) ، ۲۰ بهمن ۱۳۹۲

پاسخ دادن:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

نوارکناری لغزنده

درباره من

درباره من

وقتی محتوایی به مخاطب ارائه میشه، تصمیم میگیره با شما خداحافظی (Goodbye) کنه یا اینکه خریدار (GoodBuy) محتوای شما باشه، یک کلمه رو به ارزش کلمه قبل خریداری کنه و تا پایان محتوا همراه شما باشه، یا … به نظر من ارائه محتوا و کپی رایتینگ تفاوت ۲ واژه Goodbye و GoodBuy است.

شبکه های اجتماعی